عشاق المهدی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

سخنان دکتر خیراندیش درهمایش نعنا درکاشان👌دو چیز رو خوب یاد بگیرید و خودتون رو نجات بدید1- سردیو2- گرمینبض خودتون رو بگیریداگر ارتفاع داشت و به راحتی قابل لمس بودیعنی گرم مزاج هستیداما اگر اینطور نبود !!!اونقدر گرمی بخورید تا نبضتان گرم شود خانم ها

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

آیت الله مجتهدی:ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیمارا می شه . ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گه:« به این چلوکباب بدهید با کره،  به تخت کناری غذا ندید، به اون سوپ بدید، به این شیر بدید، به اون کته ی بی نمک بدید، به این آش بدید، دیگری

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

[گوينددر بهشت درختى است که آن را محبوبه گويند. ميوه آن درخت از انار کوچکتر , از سيب بزرگتر, سفيدتر از شير, شيرين تر از عسل و نرم تر از مس است, و از آن ميوه نمى خورد مگر کسى که هر روز مداومت نمايد به گفتن (🌻)اللّهُمَّ ✨(🌻)صَلِّ ✨✨(🌻

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

چگونگی مرگ واقعی        استادالهی قمشه اي. فیلسوف بزرگ جهانی اینگونه می گوید که مرگ واقعی چگونه است.آیا فشار قبر واقعیت دارد؟استادالهی قمشه ايجدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام میشود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

حضرت موسی به عروسی دوجوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت وحجله عروس و داماد دید!!! از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی درمیان بستر این دوجوان خ

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

3 - قال عليه السلام : اءرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إ سْلامُهُ، وَمَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَلَقِيَ رَبَّهُ وَهُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقاءٌ لِلّهِ بِما يَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس ، وَصِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَالاْ سْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِى حٍ عِنْدَ اللّ

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

ابن شهاب زهری گوید:روزی که امام چهارم علیه‌السلام را به فرمان عبدالملک بن مروان در غل و زنجیر کرده بودند و با گروهی از مأموران به عنوان تبعید به طرف شام حرکت می دادند، من از مأموران حکومتی برای خداحافظی با امام سجاد علیه‌السلام اجازه‌ی ملاقات گرفتم.چون به

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »

👌 داستان کوتاه پند آموز💭زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر مےکنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»💭 آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه

05 دی 1395 توسط ملکه سادات پورمحمدی
 نظر دهید »
دی 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

عشاق المهدی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • حدیث

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس